علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 20 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
حسین جونمحسین جونم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

(◕‿-) نفس های مامان(◕‿-)

دعایت میکنم عاشق شوی روزی

    دعایت می کنم،عاشق شوی روزی بفهمی زندگی بی عشق نازیباست  دعایت می کنم با این نگاه خسته،گاهی مهربان باشی  به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی  بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها  بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند  دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی  بیاید راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر  دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی  با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را  دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قد...
10 مرداد 1390

مثل سيب باش

  پندار سبز چنين مي انديشد:   انسانها دو دسته اند: عده اي سنگ و عده اي سيب اند آغاز آنها مشترك است ; هر دو هنگام ورود به درياچه شگفت دنيا چرخابهاي بيشماري را به دور خود مي سازند و ديگران را تحت تاثير قرار  مي دهند. اما پايان آنها حكايتي است بس متفاوت! سنگريزه ها به ناچار پس از مدتي به قعر آب خواهند رسيد و خاموش خواهند شد. اما سيبها؟! آنها هرگز به قعر آب نخواهند رفت و خاموش نخواهند شد ، آنها جاودانه در درياچه باقي خواهند ماند و در تلاطم امواج چرخابي ديگر خواهند ساخت. آنها روزي به آسمان برخواهند گشت و...
8 مرداد 1390

امروز جاي دوستان خالي بود

  امروز جشن پايان سال علي جون بود و جاي همه دوستان خالي بود ، برنامه شادي بود و خيلي خوش گذشت علي خيلي خوب دكلمشو اجرا كرد. خيلي احساس غرور كردم . يكي از مادرا گفت به قدري پسرت شعرو با احساس خوند كه گريه ام گرفت.                                                                                مامانيم خيلي بهت افتخار مي كنم           &...
5 مرداد 1390