داستان جغله کوچولو و تولد محمد پارسا جون
خلاصه ای از داستان
داستان بازی در مورد پسر کوچولویی بازیگوش به اسم جغله است که از درس و مدرسه فراریست و در درس خواندن بسیار تنبل است .
این پسر کوچولو در پی اتفاقی که برای پدربزرگش رخ می دهد تصمیم می گیرد به قولی که به پدربزرگ داده بود عمل کند وبرای همیشه تنبلی را کنار بگذارد ، بنابراین با کمک پیشی و ورمالو، برای پیدا کردن کتابهایش که توسط موجودات عجیب وغریب به مکانی به نام سرزمین تنبلی برده شده اند تا به سلاحی بر علیه بچه ها تبدیل شوند ، معجون سفر به سرزمین تنبلی را بدست می آورد و به تنهایی رهسپار این سفر پرماجرا می شود .
به وبلاگجغله کوچولو برید و ادامه داستانو بخونید...

یه خبر خووووووووووووووووب
![]()
امروز از تو وبلاگ پریسا جون متوجه شدم که
محمد پارسا جون دوست عزیز نی نی وبلاگیمونم 90/10/03 به دنیا اومد
تولدت مباااااااااااااااااااااارک محمد پارسا جونم
.gif)
راستی رای یادتون نره 
به آپ پایین مراجعه کنید


داستان جغله کوچولو و تولد محمد پارسا جون 
