علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 20 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
حسین جونمحسین جونم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

(◕‿-) نفس های مامان(◕‿-)

آخرين اثر هنري ماماني

      من و خاله نرگس وقتي خيييييييييييلي جوون بوديم(قبل از دانشگاه رفتن)به خاطر اينكه طراحي و نقاشيمون خوب بود ،تابستونا كه ميشد مربي كلاسهاي طراحي و نقاشي و كاردستي دوره هاي فرزندان كاركنان شركت نفت و صنايع فولاد و ...بوديم. يه برو و بيايي داشتيم كه نگو.... يادت به خير جووووووووووني البته كاراي هنري ديگه اي هم بلديما (در حد معمولي) اما خب بيشتر از 6 ساله كه دست به قلم نبردم   توي اين 2 هفته كه تعطيل بودم دلم يهو هواي طراحي كرد   تمام لوازمم رو كه علي خراب كرده بود   رفتم مغازه لوازم تحريري ، ولي اسم خيلي از لوازم يادم رفته بود ...
30 مرداد 1390

مسابقه فرشته هاي قرآني

    صداي قرآن خوندن علي جونم رو مي تونيد در قسمت مسابقات گوش كنيد . كد گل پسرم 4 هستش. اگه قرار شد راي گيري كنن ، تو رو خدا بهش راي بديد همش منتظر روز اعلام نتايجه اگه برنده نشد مجبورم خودم يه بسته قرآني براش بخرم و الكي بهش بگم برنده شدي! هر چند كار خوبي نيست ولي دلم نمياد دلش بشكنه                                                    ...
24 مرداد 1390

ويترين ني ني وبلاگ

                                               سلام دوستان از امشب عكس علي تو ويترين ني ني وبلاگ نشون داده شده لازم به ذكره براي دوستاي خوبي كه تازه از وب علي جون ديدن مي كنن ، كه علي كانديداي چند سال ديگه رياست جمهوريه اينم اولين تبليغاتشه از الان اسمشو تو ذهنتون به ياد داشته باشيد تا چند سال ديگه به درخواست چند نفر از مامان وباباهاي عزيز ( در قسمت نظرات ) تعدادي از افراد كابين...
22 مرداد 1390

يه درخواست

سلام به همه دوستان طاعات و عبادات قبول يه درخواست داشتم ازتون لطفا در ختم صلوات وبلاگ زهرا كوچولو شركت كنين به خدا خيلي ثواب داره آدرس وب http://fzahra.niniweblog.com ...
17 مرداد 1390

دعایت میکنم عاشق شوی روزی

    دعایت می کنم،عاشق شوی روزی بفهمی زندگی بی عشق نازیباست  دعایت می کنم با این نگاه خسته،گاهی مهربان باشی  به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی  بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها  بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند  دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی  بیاید راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر  دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی  با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را  دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قد...
10 مرداد 1390